انقلاب کوبا
دیشب وقتی بی خوابی به سرم زده بود به سراغ کتابهام رفتم و از مجموعه تاریخ جهان کتاب «انقلاب کوبا» را برداشتم و شروع به خواندن کردم…

در همان ابتدای کتاب مطلب جالبی گفته شده بود:
” هرچند عوامل برای انقلاب زمینه فراهم می کنند ولی خود شورش به پا نمی کنند بلکه این مردمند که به پا میخیزند. بنابراین، باید حکومتی وجود داشته باشد که علیه آن شورش شود. و این معمولن حکومتی است که مردم آن را سرکوبگر، نا عادلانه، نالایق، یا فاسد میدانند. زمانی که فیدل و یارانش راه انقلاب را در پیش گرفتند به نظر میرسید که حکومت بر مسند قدرت واجد همه موارد اتهامی است. ریاست این حکومت را رئیس جمهور خودخواندهای بر عهده داشت که از مرتبه نازل گروهبانی ارتش برآمده و به مرد قدرتمند کوبا تبدیل شده بود.
سه هفته قبل از انتخابات کوبا ژنرال فولخنثیو باتیستا ثالدیواررئیس جمهور سابق که بار دیگر نامزد شده بود در رقابتی سه نفره در ردهی سوم قرار داشت… در این زمان باتیستا تصمیم گرفت شکست سیاسی خود را به پیروزیای ناگهانیای و خیره کننده تبدیل کند. او بی پرده پوشی با نیروی اسلحه زمام حکومت را به دست گرفت.”
اینها رو که خوندم، رفتم خوابیدم …
کتاب انقلاب کوبا نوشته ارل رایس
ترجمه مهدی حقیقتخواه
انتشارات ققنوس
دیدگاههای تازه