نگاهی به برخی فیلمهای جشنواره؛ آناهیتا -۱
*
آناهیتا، آخرین ساخته عزیزا… حمیدنژاد، تجربه جدیدی در خصوص ژانر فیلمهای علمی کشور است. فیلم قرار است به معرفی یکی از یافتهها و دستآوردهای جذاب بشری که توسط پرفسور ایماتو در حد تئوری ارائه شده، بپردازد. در این تئوری که به شهادت آب مشهور است، تحقیقات فراوان آزمایشگاهی انجام شده که نشان داده شود تاثیرات روحی انسانها به مانند یک انرژی روی آب تاثیر میگذارد. این تاثیرات را میتوان در کارهای آزمایشگاهی به شکل نوشته و یا اشکال معناداری مشاهده کرد. فیلم با بهرهگیری از این تئوری جدید قصد دارد درامی جذاب و حادثهای را روایت کند. ولی متاسفانه خط داستانی خوب اثر قربانی ضعف در فیلمنامه و شخصیتپردازی شده و موجب میشود فیلمی با پتانسیل بسیار بالای داستانی به اثری متوسط و حتی در بخشهای ضعیف تبدیل شود.
حمیدنژاد به قدری روی خط اصلی داستان و تئوری فیلم تمرکز کرده که از قصه مکمل غافل شده است. البته حمیدنژاد سعی کرده با قراردادن برخی گرههای داستانی مخاطب عادی را با خود همراه کند ولی این همراهی نیز تا زمانیست که شخصیت روانی و انتقامجو با کمترین منطق وارد داستان میشود. استفاده از پوریا پورسرخ شاید برای جذب مخاطب بیشتر حربه مفیدی بوده، ولی حمیدنژاد را مجبور کرده که شخصیت عادی و نه چندان مهم این کاراکتر را به واسطه حضور پورسرخ پررنگ جلوه دهد و از آنجائیکه در داستان این حضور چندان احساس نمیشود آسیب جدی به فیلم وارد شده است.
آناهیتا را در مجموع به لحاظ ایده و خط داستانی اثری قابل اعتنا ولی در پرداخت و اجرا آن را ضعیف و ناهمگون میدانم. این ناهمگونی بیشتر زمینهها از جمله بازیگری به فیلم بسیار لطمه زده است. به طور مثال بازی بسیار خوب و حرفهای میترا حجار در کنار بازی سایر بازیگران بیشتر به فیلم آسیب زده است. حمیدنژاد آدم محترمی است و دوست دارد در عرصههای جدید با حفظ تماشاگر فعالیت کند منهم برایش احترام قائلم ولی باید بپذیرد تنها با یک خط داستانی نمیشود فیلم ساخت!
دیدگاههای تازه