Home > سینما, سینمای ایران > نگاهی به برخی فیلم‌های جشنواره؛ طبقه سوم -۶

نگاهی به برخی فیلم‌های جشنواره؛ طبقه سوم -۶

بهمن ۲۴م, ۱۳۸۸

**۱/۲

بیژن میر باقری در سومین کار بلند سینمائی اش (البته مطمئن نیستم سومین کار باشد خودم قبلاً فقط ما همه خوبیم رو دیده بودم) تجربه جالبی از سبک جدیدی در سینمای ایران را به نمایش می‌گذارد. قصه طبقه سوم به مانند بسیاری از آثار اخیر سینما و حتی ادبیات و نمایش کشور در خصوص تعدادی جوان است که در یک پارتی شبانه شرکت کرده و با حضور پلیس هر یک سعی می‌کنند به نوعی از مخمصه فرار کنند. در این بین یکی از شخصیت‌ها برای نجات خود وارد خانه طبقه پائین شده و سعی دارد شبی را به آرامی در آنجا بگذراند ولی غافل از اینکه او با چاله به چاه افتاده است.

طبقه سوم نشان از جسارت و شجاعت فیلسماز جوانی در ورود به لایه‌های روابط اجتماعی و نقد زیر ساخت فرهنگی و امنیتی جامعه است. در این فیلم میرباقری با ظرافت خاصی نشان می‌دهد در حالی‌که نیروهای امنیتی و انتظامی در کشور خود را به نقش پدر و مادر خانواده‌ها در آورده  و سعی در جلوگیری از برگزاری پارتی‌های شبانه داشته و بخش اعظم وظیفه و ذهن خود را درگیر چنین مسائلی کرده، از افرادی که دختران و جوانان کشور را برای کسب درآمد به شیخ‌نشین‌های حاشیه خلیج فارسمی‌برند و فرهنگ، ناموس و خانواده ما را به تاراج می‌برند، غافل شده‌اند.

در طبقه سوم ما با نسل معترضی از جوانان درگیریم که از سوی گروه‌ها و افراد مختلف همیشه مورد تهدید واقع شده‌اند. تهدید آشکار و پنهان مهمانی‌های بی‌بندو بار شبانه،  تاراج دختران، افراد غیر قابل اعتماد. این تهدید‌ها زمانی جدی‌تر می‌شود که از سوی هیچ‌کس و هیچ‌گروهی این نسل جدی گرفته نشده و به آنها اعتنائی نمی‌شود (دقت کنید در سکانس حضور پلیس در طبقه سوم حتی نگاهی به دختر جوان با سیل اشکهایش نمی‌شود و بی تفاوت از کنار او می‌گذرند) و تنها نگرانی متولیان، شرکت‌ آنها در مهمانی‌هاست. در حالی‌که زمانی بیشتر با این نسل آشنا می‌شویم می‌بینیم دنیای این نسل نیز دنیای زیباست. توقع زیادی ندارند صرفاً اندکی عشق و علاقه و امید و از همه مهتر جدی‌گرفتنشان پاسخ‌گوی نیاز‌های آنهاست.

میرباقری در طبقه سوم نگاهی به دو نسل مختلف از زنان و دختران کشور می‌پردازد. او در این فیلم تلخ، مسیر قربانی شدن نماینده نسل فعلی به نسل قبلی را به زیبائی و با ذکاوت به نمایش می‌گذارد و با لحنی تلخ هشدار می‌دهد . ولی اوج هنر میرباقری در پایان‌بندی اثر است که روزنه امید را در دل مخاطب و جامعه روشن نگه داشته و نشان می‌دهد هنوز امید خروج از این گرداب فرهنگی و اجتماعی که با ضعف مدیریت فرهنگی در جامعه پدید آمده، وجود دارد. (وجود دارد؟)

پایان‌بندی فیلم را خیلی دوست داشتم. در حالی‌که پگاه آهنگرانی در شروع روز  و در آغاز روشنی روز به عنوان نماد از یک زندگی تازه و شروعی تازه آخرین لگد‌های خود را به گذشته‌اش زده (ماشین دوستش) و وارد خیابان و مسیر جدید زندگی می‌شود و در این میان چقدر تاثیرگذار است نگاه حسرت‌بار مهناز افشار که با حسرتی عجیب به این شروع تازه می‌نگرد و در حالی‌که خود در زندانی که در آن گرفتارش کرده‌اند و آلوده‌اش شده اسیر بوده و خود را در اوج جوانی قربانی بدون امید دانسته و برای خود هیچ شروع تازه‌ای متصور نیست.

طبقه سوم میرباقری در اشاره به مفاهیم مهم اجتماعی بسیار موفق است. شاید ضعف فیلم در فیلمنامه و کم بودن کشمکش‌های داستانی است. استفاده از گره‌های بیشتر و جدال‌های فکری جذاب‌تر می‌توانست فیلم را بهتر کند. همچنین در شخصیت‌پردازی بسیار متکی به نماد کار کرده است و ای‌کاش کمی بیشتر روی شخصیت نقش مهناز افشار کار کرده بود. مهناز افشار در فیلم نشان می‌دهد در صورت وجود پیشنهاد آثار خوب از پتانسیل بسیار بالائی در بازی‌گری برخوردار است. در پایان باید به موسیقی متن مدرن و کاملاً هماهنگ با فرم و فضای فیلم که تک‌نوازی نیز بود اشاره کرده که کار جدید و خوبی در سینمای کشور بود. در مجموع طبقه سوم را فارغ از برخی کاستی‌ها که در زمان اکران بیشتر به آن پرداخته می‌شود اثری مدرن، خوش ساخت و قابل اعتنائی می‌دانم.

سینما, سینمای ایران , , ,

  1. مسعود حسنی
    بهمن ۲۴م, ۱۳۸۸ at ۱۹:۲۰ | #1

    اولاً که این فیلم چهارمین ساخته میرباقریه. ما همه خوبیم – روز برمی آید – دوزخ برزخ بهشت و این یکی
    فیلمی خوش ساخت با داستانی محکم که با بازی بسیار درخشان پگاه آهنگرانی و بازی متفاوت و محکم مهناز افشار بیننده رو به خودش مجذوب میکنه.
    منهم با نظرت موافقم. مهناز افشار هم مثل شهاب حسینی پتانسیل تغییر رو داره. پتانسیل تبدیل شدن به یک بازیگر ماندگار.
    موسیقی فیلم هم مانند صدابرداریش بسیار خوب بود. موسیقی که با حجم کم کمک بسیار خوبی به تحمل داستان میکرد.
    در کل فیلمی بود که دوستش داشتم.

  1. No trackbacks yet.