نگاهی به برخی فیلمهای جشنواره؛ فصل بارانهای موسمی -۴
***۱/۲
هر سال جشنواره یک اتفاق مهم دارد و امسال این اتفاق مهم برای من بدون شک فصل بارانهای موسمی بود. فصل بارانهای موسمی اولین ساخته برزگر که برای مستندهایش نسبتاً نامی برای خود دست و پا کرده، اثری جدید، خوش ساخت و تاثیر گذاری است. فیلم به موضوع بسیار مهم بلوغ نوجوان میپردازد. سینا، نوجوان ۱۶ساله، پدر و مادرش قصد جدائی دارند و در یک حرکت مدرن تصمیم میگیرند چند روزی سینا را تنها بگذارند تا یکی از والدین را برای ادامه زندگی انتخاب کند. سینا نوجوانی آرام، تو سری خور، ترسوست که مدام در خودش است. سینا از سوی دوستانش تلکه میشود و یکی از بزرگترین مشکلاتش دامی است که یکی برایش پهن کرده و بهانه واهی از او باج میگیرد و سینا نا توان از پاسخگوئی مجبور به فروش زیورآلات مادرش است. تا اینکه سینا با دختری که چند سال از او بزرگتر است آشنا شده و با او به خانه میآید. همین برخورد آغاز بلوغ و تحول سینا میشود. تحولی که رفتارها و روحیات سینا به آرامی دیده میشود.
فصلبارانهای موسمی بر خلاف سایر آثار اینچنینی به لحاظ قصه به دنبال اغراق و کلیشه نمیرود. رفتارها و مشکلات را ریشهیابی نمیکند بلکه تمامی مضامین و موارد فیلم را در خدمت بلوغ فکری شخصیت اصلی داستانش در جامعه معاصر قرار داده است. در چنین فیلمهای معمولاً طلاق پدر و مادر و یا فقر به عنوان پدیده اصلی و یا ناهنجاری اصلی مشکلات روحی نوجوانان مطرح میشود ولی برزگر با هوشمندی نوجوان خود را از قشری که همه ما در اطرافمان به وفور میبینیم انتخاب کرده است. سینا اتاق شخصی دارد، موبایل دارد و در حد نیاز روزمرهاش والدینش به او پول میدهند، مشکل مالیش از فقر نیست بلکه سوء استفاده دیگران از ضعف و ناتوانی او در برخورد با دیگران است. برزگر با استفاده از این ترفندها تمامی مشکلات را به حاشیه برده و صرفاً سینا و تحول او را در کانون قصه قرار داده است.
فصل بارانهای موسمی ساختار مدرن و جدیدی را در ماکتی از یک شهر مدرن و آشفته با روابط مکانیکی معاصر (شهرک اکباتان) به نمایش میگذارد. سکانس – پلانهای بسیار خوب، دیالگ کم، فضای سرد، استفاده نکردن از موسیقی و تاکید فراوان بر پتانسیل بصری اثر، مخاطب را به یاد سینمای روشنفکرانه اروپا به خصوص آثار برادران داردن میاندازد. ولی این یادآوری به هیچ عنوان معنای تقلید و تکرار را نمیدهد و صرفاً این سینما و سبک در حد الگو باقی میماند. مخاطب فیلم را از دریچه نگاه سینا میبیند. در تمام فیلم زاویه دوربین زوایه نگاه سینا بوده و هیچ پلانی بدون حضور سینا وجود ندارد. همین همراهی درک سیر تحول و تغییر را بسیار جذاب و دلنشین کردهاست.
فصلبارانهای موسمی به لحاظ فرم و محتوا اثری غالفگیرکننده است فقط امید است هر چه زودتر اکران شود تا بتوان مفصلتر در مورد این فیلم نوشت. بازهم تاکید میکنم فصل بارانهای موسمی مهمترین اتفاق جشن سرد و بی رونق سینمای کشور بود. فیلمهای مانند فصلبارانهای موسمی، صداها، شبانه، شبانهروز، تنها دوبار زندگی میکنیم، هفت دقیقه تا پائیز و… این امید را در مخاطب سینمائی زنده میکنند که سینمای ایران هنوز زنده است.
دیدگاههای تازه